‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





جبهه‌ ملٌی ايران (آلمان)
حاکميت ملی و جمهوريت
* ما راهيان راه مصدٌق، بر اين باوريم که حاکميٌت ملٌی ، حکومتی است که جز تحقٌق اراده آزاد ملٌت بنيان و پايگاه ديگری ندارد
 
جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۸۲
 
در اين هنگام که منطقه خاورميانه بويژه کشورهاي نفتخيز منطقه از جمله ميهن ما دستخوش بازيگري‌هاي نفتخواران گشته و در گيرودار روزهاي سرنوشت سازي هستند، نياز به جبهه فراگيري که همبستگي ايرانيان آزاديخواه و دموکرات را به گرد هم آورد، روز به روز بيشتر مي‌شود. 
گوهره‌ی پرارزش آزاديخواهي، در ماهيٌت معناي رهايش از ناآگاهي يا آزادي براي دانايي است. و دموکراسي يعني نيرو مداري، همکاري و همگامي مردم براي گردانندگي کشور همراه با مؤلفه‌هاي آگاهي، دانايي و شايستگي است. در واقع دو پديده آزاديخواهي و دموکراسي پرنيروترين زيرساخت فرمانروايي مردمسالار و حاکميٌت ملٌي را پايه ريزي ميکنند. 
ما راهيان راه مصدٌق، بر اين باوريم که حاکميٌت ملٌي، حکومتي است که جز تحقٌق اراده آزاد ملٌت بنيان و پايگاه ديگري ندارد. چنين حکومت و حاکميٌتي را فقط در درونمايه‌ی جمهوريٌت ناب و تمام عيار عرفي، که خواست همگان را تبلور مي‌بخشد، ميتوان يافت.
 چارچوب کلٌي حکومت جمهوري ناب را ميتوان بر شالوده‌ی نهاده‌هاي زير استوار ساخت: 
ملٌت، يعني همه‌ی افراد کشور، اعم از زن و مرد، داراي هرگونه وابستگي طبقاتي و دلبستگي عقيدتي که باشند، از حقوقي برابر برخوردار هستند.
زمامداران کشور، که برپايه‌ی انتخابات آزاد و دموکراتيک مردم برگزيده ميشوند، مي‌بايد نماينده‌ی افکار عمومي و برآورنده‌ی برآيند خواستهاي واقعي همه‌ی مردم باشند.
قواي سه گانه قانونگذار، قضايي و اجرايي، که از اراده‌ی آزاد ملٌت سرچشمه گرفته، بگونه‌اي مستقل از هم، در دست زمامداران برگزيده‌ی مردم قرار ميگيرد و حق دخالت در امور يکديگر را ندارند.
قدرت دولت برخاسته و برگرفته از حقٌ مسلٌم افراد جامعه است و هيچ نهادي نمي‌تواند به اين حقوق دست اندازي کند.
ايجاد و فرآيش نهادهاي شهروندي، آزادي گفتار و نوشتار، آزادي تشکيل احزاب، اصناف و اجتماعات و آزادي مطبوعات از حقوق بديهي و آشکار مردم است.
آموزه‌ها به ما آموخته است که تمرکز قدرت، تباهي ساز و فسادبرانگيز است. از اينرو فرآيند قدرت همواره بايستي بر اساس شايسته سالاري در حال جابجايي و بررسي، و مهارپذير باشد. در هم آميزي قدرت با دين، جايگاه معنوي و اخلاقمندانه‌ی دين را خدشه ساز کرده و ماهيٌت فسادپذيرانه‌ی قدرت، دين را به سوي تباهي سوق ميدهد و سرانجام پايگاه اخلاقي و روحاني جامعه را در هم مي‌ريزد. از اينرو ، اصل جدايي دين از دولت امري است بديهي.
ما را با پيروان رژيم پادشاهي روي سخن نيست، چرا که گذشته نشان داده است که اين گروه در آوردگاههاي مردمسالاري، کنشگراني کم مايه و پرجنجال بوده، و همواره پيروي فرهنگ ناخوشايند و نادرست خودباختگي، سرسپردگي و نوکرمنشي بوده اند، و آن هم فرجامي جز وابستگي، دست نشاندگي و خودفروختگي به بيگانه نداشته و نخواهد داشت.
مردم هوشيار و بيدار ايران بويژه نسل جوان پوياي درون کشور، که بيش از نيمي از جمعيٌت ايران را تشکيل ميدهند، پس از سالها تلاش انديشگي، چالش و مبارزه براي دستيابي به مردمسالاري، در پي کمال طلبي و والايش شيوه حکومت بوده و بهيچ روي حسرت زده‌ی بازگشت به گذشته و واپسگرايي نيستند. جنبش مستقلٌ دانشجويي ابران بهترين گوياي چنين فراگشتي است.
مردم شايسته و شکيباي ايران با آموزه انقلاب 22 بهمن 57 اين بار ميدانند که چه مي‌خواهند، و گفتگوي ما با آن بخش از ايرانيان آزاده‌اي است که حکومت مردم بر مردم را خواهانند و برپايي، پايداري و ماندگاري فرمانروايي مردمسالار، کشورمندي و يکپارچگي ميهن را خواستارند.
 
جبهه‌ی ملٌي ايران « آلمان » آپريل 2003





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de